|
شمس درگهان شهر من شهردرگهان ، مطالب جالب ، آموزنده ، خنده دار ، طنز ، اس ام اس ، جک ، شعر ، دانلودآهنگ و سرود و...
| ||
|
مطالب جدید
وبلاگ دوستان
مطالب جالب |
[ شنبه چهاردهم اردیبهشت 1392 ] [ 2:53 بعد از ظهر ] [ شمس دریانورد ]
جزیره قشم یکی از بزرگترین جزایر خلیج
فارس و معروف به جزیره عجایب هفتگانه است ۱-جنگل حرا ۲-دلفین ها ۳-لاکپشت های پوزه عقابی ۴-جزایر
ناز ۵-تنگه چاهکوه ۶-غارنمکدان ۷-دره ستاره
ها
جزیره مسکن ما باصفا هست حصارش جنگل زیبای حرا هست میان آب شور سرسبز و زیبا همه از برکت و لطف خدا هست
جزیره قشم زعشقت مست مستم به آب و خاک تو من دل بسته ام کنار ساحلش چه دلنشین است ببین دلفین ها در حال رقصند
زیباست لنج سازی پی پشت ببین شیب دراز تخمگذاری لاکپشت ببین قشنگ است قایق آن مرد صیاد تور ماهیگیری دارد بر پشت ببین
همه آب و کنارش جزایر ناز دارد که جفتی زن به دستش ساز دارد ببین جمعه به مثل روز محشر مانور ماشین صدای خاص دارد
چاهکوه از نیاکان یادگار است تماشایست همیشه ماندگار است با مشقت چاه میان کوه کندن همه از زحمت دستان کار است
غار نمکدان هم برو دیدن دارد بلورهای نمک عجب چیدن دارد میگویند در جهان بزرگترین است جزیره قشم ما هم معدن دارد
یکی از عجایب دره ستاره ها هست برکه خلف روستای پاکیزه ها هست همیشه شکر گذار خالق هستیم سراسر خاک ما دیدنی ها هست
قشم جزیره عجایب هفتگانه است خلیج فارس و دور از بیگانه است شمس هرگز نکند ترک دیار خویش آن که قصد تجاوز کند دیوانه است
برچسبها: جزیره قشم عجایب هفتگانه خلیج فارس [ پنجشنبه دوم خرداد 1392 ] [ 1:3 قبل از ظهر ] [ شمس دریانورد ]
[ دوشنبه سی ام اردیبهشت 1392 ] [ 5:55 بعد از ظهر ] [ شمس دریانورد ]
مردم خسته شدند زبانشان مو بیرون آورد شنیدم روستای برکه خلف با این که روستا هست پاکیزه ترین روستا شناخته شده است راستی مشکل از کجاست!؟ راه حل چیست؟ 1-گذاشتن سطل زباله بزرگ در کوچه ها 2-نصب سطل زباله فلزی در کنار درب منازل 3-جمع آوری زباله ها در ساعت مشخص توسط شهرداری به نظر شما کدام گزینه بهتر است؟ برچسبها: از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان, 1 [ شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392 ] [ 4:37 بعد از ظهر ] [ شمس دریانورد ]
گوش کند هر کس که شورا میشود سربلند و منتخب از جمع آرا میشود چند صباحی توی دنیا حق ناحق مکن حق الناس را بر گردنت ملحق نکن پست و مقام دنیوی ارزش ندارد پای آن که با خداست لرزش ندارد مشکلات شهر را خواهشا اصلاح کنید گر میشود درب های بسته را مفتاح کنید فاضلاب نیست درگهان در زیر آب است غمخوار نیست شهرداری خواب است لطف کنید کوچه ها را آسفالت کنید هر کاری میکنید خوب استارت کنید دلمان خوش که بازار کار داریم اهل ثروت و سرمایه دار داریم بهر این شهر کسی غمخوار نشد ساحل پر شد هیچ کس بیدار نشد دریایی که آب ندارد بحر نیست شهری که بیمارستان ندارد شهر نیست مشکلات جوانان هم زمین و مسکن است خراب شد خانه ها گویا که قلبها نشکن است ببینید اینجا جوان مسکن ندارد زمین خالی هم اصلا ندارد بهر مشکلات شهر فکری کنید ما نمیگوییم شما سحری کنید همه دانند نیاز به اتحاد است جای پیشنهاد نه انتقاد است ای شمس پیش خدا چیزی کم نیست خدا روزی دهد اصلا جای غم نیست سوءتفاهم نشود این انتقاد نیست بلکه یک نوع پیشنهاد و یادآوری است{وَذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرَى تَنْفَعُ المُؤْمِنِينَ} برچسبها: گوش کند هر کس که شورا میشود [ دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392 ] [ 3:23 بعد از ظهر ] [ شمس دریانورد ]
پشت چراغ قرمز تو ماشین داشتم با تلفن حرف میزدم و برای طرفم شاخ و شونه میکشیدم که نابودت میکنم ! به زمین و زمان میکوبمت تا بفهمی با کی در افتادی!
زور ندیدی که اینجوری پول مردم رو بالا میکشی و........ خلاصه فریاد میزدم یه دختر بچه یه دسته گل دستش بود و چون قدش به پنجره ی ماشین نمیرسید هی میپرید بالا و میگفت آقا گل ! آقا این گل رو بگیرید....
منم در کمال قدرت و صلابت و در عین حال عصبانیت داشتم داد میزدم و هی هیچی به این بچه ی مزاحم نگفتم ! اما دخترک سمج اینقد بالا پایین پرید که دیگه کاسه ی صبرم لبریز شد و سرمو آوردم از پنجره بیرون
و با فریاد گفتم: بچه برو پی کارت ! من گـــل نمیخـــرم ! چرا اینقد پر رویی! شماها کی میخواین یاد
بگیرین مزاحم دیگران نشین و....
طفلی دخترک ترسید... کمی عقب رفت ! رنگش پریده بود ! وقتی چشماشو دیدم ناخودآگاه ساکت شدم ! نفهمیدم چرا یک دفعه زبونم بند اومد! البته جواب این سوالو چند ثانیه بعد فهمیدم!
ساکت که شدم و دست از قدرت نمایی که برداشتم ، اومد جلو و با ترس گفت : آقا! من گل نمیفروشم! آدامس میفروشم! دوستم که اونور خیابونه گل میفروشه! این گل رو برای شما ازش گرفتم که اینقد ناراحت نباشین! اگه عصبانی بشین قلبتون درد میگیره و مثل بابای من میبرنتون بیمارستان، دخترتون گناه داره... من دیگه واقعا نمیشنیدم! خدایا! چه کردی با من! این فرشته چی میگه؟! حالا علت سکوت ناگهانیمو فهمیده بودم! کشیده ای که دخترک با نگاه مهربونش بهم زده بود ، توان بیان رو ازم گرفته بود! و حالا با حرفاش داشت خورده های غرور بی ارزشمو زیر پاهاش له میکرد! یه صدایی در درونم ملتمسانه میگفت: رحم کن کوچولو! آدم از همه ی قدرتش که برای زدن یک نفر استفاده نمیکنه! ... اما دریغ از توان و نای سخن گفتن!
تا اومدم چیزی بگم ، فرشته ی کوچولو ، بی ادعا و سبکبال ازم دور شد! حتی بهم آدامس هم نفروخت! هنوز رد سیلی پر قدرتی که بهم زد روی قلبم مونده ! چه قدرتمند بود!!! مواظب باشید با کی درگیر میشید! برچسبها: داستان کوتاه و بسیار جالب, بدترین سیلی که خوردم [ پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1392 ] [ 2:58 بعد از ظهر ] [ شمس دریانورد ]
نازنین! ورشکست شدن کدامین سرمایه دار، به اندازه بی سرمایه شدن تو دردناک است؟ در شیرینی ات چه ریخته ای که کامها تلخ می شوند؟
آقای ۳۰۰۰ میلیارد ، لااقل سهم این کودک را نمی بردی... برچسبها: کودکان دست فروش [ دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1392 ] [ 3:16 بعد از ظهر ] [ شمس دریانورد ]
![]() کودکی به پدرش گفت: «پدر، دیروز سر چهارراه حاجی فیروز را دیدم
برچسبها: خواندنش خالی از لطف نیست [ پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1392 ] [ 4:30 بعد از ظهر ] [ شمس دریانورد ]
ترجیح می دهم حقیقتی مرا آزار دهد، تا اینکه دروغی آرامم کند .
برچسبها: جمله های عالی از آدم های عادی ***ادامه مطلب*** [ دوشنبه نهم اردیبهشت 1392 ] [ 4:34 بعد از ظهر ] [ شمس دریانورد ]
معلم عصبی دفتر را روی میز کوبید و داد زد : سارا…دخترک خودش را جمع و جور کرد ، سرش را پایین انداخت و خودش را تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت : بله خانم؟ معلم که از عصبانیت شقیقه هایش می زد ، به چشمهای سیاه و مظلوم دخترک خیره شد و داد زد : ((چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نکن ؟ ها؟فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه ی بی انظباطش باهاش صحبت کنم )) دخترک چانه لرزانش را جمع کرد …بغضش را به زحمت قورت داد و آرام گفت : خانوم …مادرم مریضه … اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق میدن … اونوقت میشه مامانم رو بستری کنیم که دیگه از گلوش خون نیاد …اونوقت میشه برای خواهرم شیر خشک بخریم که شب تاصبح گریه نکنه … اونوقت … اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره که من دفترهای داداشم رو پاک نکنم و توش بنویسم … اونوقت قول می دم مشقامو بنویسم … معلم صندلیش را به سمت تخته چرخاند و گفت : بشین سارا … و کاسه اشک چشمش روی گونه خالی شد … تا حالا به این فکر کردی که شاید در نزدیکی و همسایگی ما همچین اشخاصی وجود دارند برچسبها: حقیقت های پندآموز [ پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1392 ] [ 1:12 بعد از ظهر ] [ شمس دریانورد ]
برو دیگه غصه نخور، دوست ندارم گریه کنی سرنوشت ما همینه، نمیخواد که گله کنی من که عاشق اون بودم، ببین نصیب من نشد تو هم خیلی دوستم داشتی، بازم قسمت تو نشد اونی که تو رو دوست داره، تو اصلا دوستش نداری اونی که تو دوستش داری، اون اصلا دوستت نداره این قسمت و تقدیر ماست، باید با اون کنار بیای با اون قلب شکسته ات، کاش که میشد یکبار بیای ای کاش زمونه برمیگشت، اونجور که میخواستیم میشد ای خدا چی میشد اگه، اونجور که دوست داشتیم میشد قول داده بودم که دیگه، اصلا شعر غمگین نگم با دل پر چطوری من، قصه های رنگین بگم خواهش دیگه چیزی نگو، نذار که دلم بگیره دل من خودش گرفته، نذار که دیگه بمیره شمس هم میره نمیخواد که، بیشتر از این داغون بشه تو هم برو نذار عشقم، که زندگیت حروم بشه برچسبها: تقدیر [ یکشنبه یکم اردیبهشت 1392 ] [ 11:0 قبل از ظهر ] [ شمس دریانورد ]
![]() به درگهان گذر کن تا ببینی چه شهر زیبایی مثل نگینی مردمش خونگرم و خوبن به محله ها بیا تا خود ببینی به وسط شهر بیا غوغا به پا شد حسابش از همه قسمت جدا شد بیا ماهی٬ میوه٬ نانوایی و بازار کنم شکرش همه خواست خدا شد محله روز چقدر مهمان نوازن محله قبله هم خونگرم و نازن به دلبری نرو دلبر زیاد است محله کلات صاف دل و پاکن محله پشت کلات تازه بنا شد هیچ آبادی نبود و باصفا شد سر زمین آجی هم جز قبله محله پمپ بنزین از همه جدا شد از مسجد و مناره ها بوی زاسلام آید صدای خوش پنج وقت اذان آید سیزده مسجد چون دسته گل نشان از مسلمانی و اهل ایمان آید اگر چه ساحل دریا مواج است بشد بندر و صیادی رواج است و بعضی هم تجار و تجارت توی بازار اجناسش حراج است از درست کردن بازارها هدف هست مروارید و نگین دیگر صدف هست دودلفین، نور، اطلس و دریا بازار زمرد پشت صدف هست بازار قدیم از قدیم الایام بنا شد کنار طلافروشی ها خیام بنا شد الماس و نخل در حال ساختن سرای ملت هم زود باصفا شد بازار طلافروشیها بازار بومیان است از قشم تا باسعیدو پا در میان است تمام کاسبان بومی هستند خرید کردن خوب و با اطمینان است اگر چه مشکلات شهر زیاد است ببین بدبختی دنیا فساد است برو ای شمس شکر خدا کن به شهر بنگر همه لطف خدا است برچسبها: درگهان ما [ پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1392 ] [ 10:52 قبل از ظهر ] [ شمس دریانورد ]
![]() تو واسه من،من واسه تو جونمو فدا میکنم این چه دوست داشتنیه دارم اشتباه میکنم اگه یک روز نباشی از دوریت دق میکنم هنوزم توی کوچه مون بوی تو رو حس میکنم دستای گرم و نرم تو توی دستای من بودن عجب حس قشنگی بود چشات توی چشام بودن نگو قلبت شکسته شد منم همین قلب رو دارم ببین این هدیه تو بود هنوزم دوستش دارم قشنگه یاد اون روزا اگر چه خیلی دلگیره اگر چه یاد اون روزا داره جونمو میگیره با این چند جمله کوتاه دوستت دارم،دارم میگم اگه حس شمس رو داری میفهمی چی دارم میگم
برچسبها: عجب حس قشنگی بود [ یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1392 ] [ 5:16 بعد از ظهر ] [ شمس دریانورد ]
به مه ناگینی و خوشحالی دگه دل به تو نابندم اگه با غریبه به تو بگینم به عشقمون اِخندم
دلم اِشکست و تو رفتی چطو دل به تو اُمبسته دگه از چشم و دلم کَفتی بگه اون چه ایشسته
یه روزی عزیز هَستری مه خیله به تو مَخواست جدایی اِتکه و رفتی خود تو به مه نَتخواست
هنوزم بوی تو ایشه تمام کوچه و خانه دلت وو که ایطو رفتی بدون هیچ بهانه
تو توی فکر یکی دیگه مه توی فکر تواوم ایجا ای چه لیلی و مجنونن ای رسمی نَین ای بی وفا
کیا رفت اون همه خواستن چه وو عشق و عاشقی هنوزم داخل دل شمس شعله وَرن چون آتشی برچسبها: یه روزی عزیز هستری [ سه شنبه بیستم فروردین 1392 ] [ 3:57 بعد از ظهر ] [ شمس دریانورد ]
سلام چندن ماه است که سریال حریم سلطان از شبکه های ماهواره ای پخش میشود که بینندگان زیادی را به سوی خود جلب کرده است آیا واقعا در دربار سلطان سلیمان چه گذشت!؟ سلطان سلیمان، خرم سلطان، ماهی دوران و ابراهیم پاشا چه شخصیت هایی بودند . ﺳﻠﻄﺎن ﯾﮑﻢ ﯾﺎ ﺳﻠﻄﺎن ﺑﺎﺷﮑﻮه ﯾﺎ ﺳﻠﻄﺎن ﻗﺎﻧﻮﻧﯽ ، ﻓﺮزﻧﺪ ﺳﻠﻄﺎن ﺳﻠﯿﻢ دھﻤﯿﻦ ﺳﻠﻄﺎن ﻋﺜﻤﺎﻧﯽ ﻣﯿﺒﺎﺷﺪ ﮐﻪ در ﺳﺎل 1520 ﺑﻪ ﺣﮑﻮﻣﺖ رﺳﯿﺪ و ﯾﮑﯽ از ﻗﺪرﺗﻤﻨﺪﺗﺮﯾﻦ ﺳﻼطﯿﻦ ﻋﺜﻤﺎﻧﯽ ﺑﻮد و طﻮﻻﻧﯽ ﺗﺮﯾﻦ زﻣﺎن ﺳﻠﻄﻨﺖ را دارا ﺑﻮد .وی ﺳﻠﻄﻨﺖ ﺧﻮد را در ﺳﻦ 26 ﺳﺎﻟﮕﯽ آﻏﺎز ﮐﺮد و 46 ﺳﺎل زﻣﺎﻣﺪاری ﮐﺮد. او در اروﭘﺎی ﺳﺪ ٔه ﺷﺎﻧﺰدھﻢ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺳﻠﻄﺎﻧﯽ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ و واﻻﻣﻘﺎم ﻣﻄﺮح ﮔﺸﺘﻪ ﺑﻮد ﮐﻪ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﻣﭙﺮاﺗﻮری ﻋﺜﻤﺎﻧﯽ را در اوج ﻗﺪرت ﻧﻈﺎﻣﯽ، اﻗﺘﺼﺎدی، و ﺳﯿﺎﺳﯽاش ﺑﺮ ﻋﮫﺪه داﺷﺖ. معرفی شخصیت های خرم سلطان، ماهی دوران و ابراهیم پاشا در ادامه مطلب ... برچسبها: در دربار سلطان سلیمان چه گذشت ***ادامه مطلب*** [ پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392 ] [ 11:52 قبل از ظهر ] [ شمس دریانورد ]
رسول پاکم٬ نامش محمد نبی محمـد٬ ورد کلامــم از شهر مـکه٬ و از مدینه بوی تو آید٬ باز به مشامم صورت زیباش٬ چون ماه چهارده خدا رسان تو٬ بر وی سلامــم با قد رعنات٬ چهار شانه بودی بنده نبودم٬ گــردم غلامــت کفار و مشرک٬ دستش زتو دور رب کریم کرد٬ از تو حمایت اصحاب پاکت٬ ستاره گشتند مخالفینت٬ بیچاره گشتند عطر تن تو٬ زگل ها خوشتر گلها شرمنده٬ و گشتند پرپر تمام حرفت٬ وحی خدا بود حرف اضافی٬ از تو جدا بود امـتی امــت٬ بود بر زبانت خیلی زیاد بود٬ پست و مقامت تمام دنیا٬ از بــهر تـو بــود مکه مدینه٬ هم شهر تو بود اخلاق زیبات٬ در قرآن آمـد به سوی دینت٬ هر انسان آمد وصفت چه گوید٬ این شمس مسکین یارب شفاعت٬ آمــــــین آمـــــین برچسبها: در وصف رسول الله, ص [ دوشنبه دوازدهم فروردین 1392 ] [ 1:19 بعد از ظهر ] [ شمس دریانورد ]
خداحافظ گـــل رُز دلیل رفتنم مپرس خداحافظ گل لاله کنار لــب تـو خاله خداحافظ گل سوسن سر عهدشون نموندن خداحافظ گـــل پـونـه چقدر ساکت شده خونه خداحافظ گـــل یـاســم پا گذاشتی رو احساسم خداحافظ گــل مـریـم به زخمم نشدی مرهم خداحافظ گــل شبنــم دارم دلتنگ میشم کم کم خداحافظ گـل نرگس فراموشم مکن هرگز خداحافظ گـل کاکتوس خوابم هم شده کابوس خداحافظ گــل سنبـل ببین عشق گل و بلبل خداحافظ گــل رنگیـن تمام شعر من غمگین خداحافظ به هر سبکی میخونم من مثـل کبکی خداحافظ بـرو یـارم توی دستای تو خارم خداحافظ بـرو شیریـن که فرهاد گشته باز غمگین خداحافظ مـیره مجنـون ز لیلی گشته باز دلخون خداحافظ مـیره بیـژن منیژه گشته باز بی غم خداحافظ شمس میره ز دستت خیلی دلگیره برچسبها: خداحافظ [ چهارشنبه هفتم فروردین 1392 ] [ 2:49 بعد از ظهر ] [ شمس دریانورد ]
با سلام درگهان هم یکی از شهر های بندری جزیره قشم هست که به دلیل ورود کالاهای خارجی و فعالیت شرکت های تجاری و بازرگانی شاهد شکل گیری بازار ها و مجتمع های تجاری زیادی است و از این رو همه روزه شاهد حضور هزاران مسافر است . بازارهای این شهر هم مملو از کالاهای خارجی است . این شهر بندری که در آن جایی برای پارک خودرو ٬ عبور خودرو ها و حتی عابران نیست روزهای نوروز شاهد حضور خیل کثیری از مسافران نوروزی هست و این مهمانان جایی برای اقامت و حتی نشستن برای صرف یک نهار ندارند . بازار دست فروشان نیز در حاشیه خیابان ها و راههای عابر تماشایی است .
تصویر شماره ۱
تصویر شماره ۲ بقیه عکس ها در ادامه مطلب... برچسبها: مسافران نوروزی در درگهان به روایت تصویر ***ادامه مطلب*** [ شنبه سوم فروردین 1392 ] [ 2:14 بعد از ظهر ] [ شمس دریانورد ]
![]()
با سلام : سال نو و نوروز سال 1392 شمسی
را به همه دوستان و همکاران و بازدیدکنندگان وبلاگ شمس درگهان شهر من
تبریک و تهنیت عرض میکنم و امیدوارم سال جدیدی را که در پیش رو دارید همراه
با موفقیت و شادکامی و سربلندی و سلامتی آغاز نموده و همه شما عزیزان
پیوسته در عرصه های شغلی و تحصیلی و زندگی خانوادگی خود به قله های رفیع
سعادت رسیده و ما را هم از دعای خیر خویش بی نصیب نگذارید .
برچسبها: تبریک سال نو و نوروز سال 1392 شمسی [ چهارشنبه سی ام اسفند 1391 ] [ 2:31 بعد از ظهر ] [ شمس دریانورد ]
سلام امروز میخوام درباره ترقه بگم ترقه ای که در شهر ما درگهان اکثرا در مراسم عروسی ها استفاده میشه . بعضی از این ترقه ها خیلی زیبا هستند هم صدای ملایم و هم نور قشنگی دارن اما بعضی دیگر خیلی صدای ناهنجار و بدی دارن که باعث اذیت و آزار همسایه و اطرافیان جشن عروسی میشوند . این ترقه ها نظم و آرامش را از گروه مولود خوانی سلب میکند بخاطر همین خیلی ها با انداختن ترقه مخالف هستند . خدایا بـاز پناه بـر تـو صـدا آمد گمانم زلزله است باز چرا آمد یـهـو دیــدم زکوچه ی کـناری نترسید که ترقه است ندا آمد
عجایب صنعتی بازم بشر ساخت کـه مایه بـلا و هـم خطر ساخـت صدای بد و نور بد و بوی بد دارد یه چیز بـی ثمـر و بـا ضـرر ساخـت
توی جشن عروسی آرامشی نیست ز دست ایـن تـرقه آسایشی نـیـست بسـی پیران زدستش سـکته کـردنـد اذیت دیـدنـد و بـخشایشی نـیـست
در و همسایه هم بیدار گشتند ز صدای این ترقه بیمار گشتند شب بیدار و صبح خواب رفتند ز کسب و کار خود بیکار گشتند
بعضی مثل بمب توی جنگ است بعضی مثل رگبار و فشنگ است بـعضی نـورشان مــانند کـشاف به نگاه کردن زیبا و قشنگ است
بسی از دستش بی خانه گشتند ز جـا و منزل خـود آواره گـشتند که دست و پا و چشم ناقص کردند بـه گـوشه زندان بیچاره گـشتند
شمس هم از این صداها دلترک شد بـه زیـر پایش افتاد و زهـرترک شـد چه غوغایـی شـد ایـن تـرقه بازار که طرفدارش پسـر و دختـرک شـد برچسبها: ترقه و جشن عروسی ها درگهان [ دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1391 ] [ 3:21 بعد از ظهر ] [ شمس دریانورد ]
|
درباره وبلاگ ![]() سلام ایی وبلاگ تقدیم به دوستن خویم و تموم همشهریون عزیز امیدوارم که ایی وبلاگ برای تموم دوستنم و همشهریون وبلاگ مفید بشه . با تشکر مدیر وبلاگ شمس دریانورد شهر درگهان مرکز خرید و تجارت جزیره قشم است . اگر می خوای بیشتر درباره ام بدونی پروفایلم فعال هست . ای درگهان من... دریای عشقم اگر پرکنند به خاک کوه ساحل همان است اگر چه جلوتر شود بازار اگر بنا کنند به روی سینه ام عشقم به تو همان است اگر چه دل داغتر شود بگذار تا نظر دهم در وبلاگت ای شمس درگهان تا اشک بریزم بر کیبورد و زندگی به سر کنم از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود؟ به کجا می روم؟ آخر ننمایی وطنم مرغ باغ ملکوتم، نی ام از عالم خاک دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم مانده ام سخت عجب، کز چه سبب ساخت مرا یا چه بوده است مراد وی ازین ساختنم روزها فکر من اینست و همه شب سخنم که چرا غافل از احوال دل خویشتنم ارتباط با ما : shams212a@yahoo.com shamsdaryanavard@gmail.com Nimbuzz : shams212a شماره پیامک وبلاگ: 10000353817161
مطالب گذشته
مطالب ماه های گذشته |
| [قالب وبلاگ : شمس دریانورد] [Weblog Themes By : shams-212a] | ||